تبليغاتX
هیوا
من به چقدر زیستن نمی اندیشم به چگونه زیستن می اندیشم
پرنده به دانه های روی دام خیره بود و فکر می کرد که چگونه بمیرد ؟

گرسنه و آزاد - یا سیر و اسیر ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 11:54  توسط رضا طولابی  | 

ای سرزمین من
باران را گدایی نکن
ابر هایت را ببوس
خواهند بارید !

حبیب موسوی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:55  توسط رضا طولابی  | 

خداوند متعال را شاکریم که با همت و تلاش مجموعه مسئولین استانی و محلی و همچنین دست اندرکاران ، مربیان و بازیکنان تیم فوتبال گهر زاگرس دورود ,  آرزوی دیرین مردم این دیار بوقوع پیوست و این تیم بعنوان اولین تیم لر زبان گام به رقابت های لیگ برتر فوتبال  کشور گذاشت . 

بی شک شایسته ترین مالکین این تیم ، مردم فهیم و با فرهنگ دورود هستند که با حضور همیشگی خود یار و یاور این تیم بوده و در هر شرایط در کنار تیم حضور داشته و در شادی و غم های تیم سهیم بوده اند  .

متاسفانه در این ایام اخبار ضد و نقیضی در خصوص ادامه حیات تیم و انتقال امتیاز و مالکیت آن به گوش می رسد که حلاوت این افتخار را به کام مردم این دیار تلخ نموده است .

لذا ما جمعی از وبلاگ نویسان لرزبان از مسئولین کشوری و استانی ؛ علی الخصوص استاندار فهیم استان تقاضا داریم  ، با توجه به مهلت باقی مانده ، بستر و زمینه لازم جهت حضور این تیم ؛  در شهر با فرهنگ دورود را فراهم آوردند .

امید است با همت و تلاش مسئولین عزیز و مردم فهیم لر زبان در جای جای کشور عزیزمان ایران ، شاهد حضور قوی این تیم با نام پر افتخار (( گهر زاگرس دورود )) در مسابقات لیگ برتر کشور باشیم .

 

جمعی از وبلاگ نویسان لر زبان کشور

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:38  توسط رضا طولابی  | 

مراقب شمعدانی هایت باش
اردی بهشت
ماه عاشقی های بی ملاحظه است !!!

مجتبی تقوی زاد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:2  توسط رضا طولابی  | 

حرف های زیادی دارم
حرف هایی به اندازه ی تمام نقطه چین ها
اما
غرق می شوم
در این سکوت گوش خراش !!!

رضا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:1  توسط رضا طولابی  | 

ای خلیج آبی و پیوسته فارس
همرهت نام خوش و برجسته فارس

ای خلیج نیلی و نامی فارس
ای نشسته در کنار قوم پارس

جای تو والاترین حد و مکان
در دل و در جان ما ایرانیان

رونق احوال دنیا بوده ای
هرمزت تنگه گلوگاه جهان

وصله ی اصلی مرز و بوم ما
غبطه ای بر دشمنان شوم ما

ای خلیج نیلی و نامی فارس
چون زمرد می درخشد بر تو نام

تا که ایران هست و دنیا بر دوام
نام تو پاینده هست و مستدام

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 17:6  توسط رضا طولابی  | 

من خويشاوند هر انساني هستم که خنجري در آستين پنهان نمي‌کند.

نه ابرو در هم مي‌کشد، نه لبخندش، ترفند تجاوز به حق نان و سايه‌بان ديگران است. 

من انساني هستم ميان انسان‌هاي ديگر بر سياره‌ي مقدس زمين که بدون حضور ديگران، معنايي ندارم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:44  توسط رضا طولابی  | 

تا یادم نرفته است بنویسم ، حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود .
می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه بازنیامدن است

اما تو لااقل ، حتی هر وهله ، گاهی ، هر از گاهی

ببین انعكاس تبسم رویا ، شبیه شمایل شقایق نیست !

راستی خبرت بدهم ؛ خواب دیده ام خانه ای خریده ام

بی پرده ، بی پنجره ، بی در ، بی دیوار . . . هی بخند !

بی پرده بگویمت ، فردا را به فال نیك خواهم گرفت

دارد همین لحضه یك فوج كبوتر سپید ، از فراز كوچه ما می گذرد

باد بوی نامه های كسان من می دهد

یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری ! ؟

نه ری را جان !

نامه ام باید كوتاه باشد ، ساده باشد ، بی حرفی از ابهام و آینه ،

از نو برایت می نویسم

حال همه ما خوب است

امـــــا تـــــو بــــــاور مــــــكـــن ! ! !



سید علی صالحی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 10:22  توسط رضا طولابی  | 

دعای باران چرا ؟

دعای عشق بخوان

این روزها دل ها تشنه ترند تا زمین !

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:9  توسط رضا طولابی  | 

به مناسبت ۱ اردیبهشت ماه، سی و دومین سالِ درگذشت سهراب :

نه تو می مــانی و نه انــدوه،

... ... و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی ...

به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم،
و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت،
غصــــه هم می گــــذرد،

آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند ...
لحظه ها عریاننــــد.

به تنِ لحظـــه خود، جامه انــدوه مپوشان هرگــــز.
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:25  توسط رضا طولابی  |